تبلیغات
روانشناسی موفقیت



روانشناسی موفقیت


.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
لقمان دوشنبه 6 مرداد 1393
بی تلاشی آقایون در فهمیدن خانوما! شنبه 4 مرداد 1393
یک تست ساده و جذاب :) جمعه 3 مرداد 1393
۱۰ چیزی که زن‌ها درمورد مردها تنفر دارند پنجشنبه 2 مرداد 1393
۱۱ چیزی که باید به خاطر آن ها خو دتان را ببخشید... چهارشنبه 1 مرداد 1393
من می توانم... دوشنبه 30 تیر 1393
برداشتن محدودیت پنجشنبه 10 مرداد 1392
میلاد موعود مبارک دوشنبه 3 تیر 1392
نیایش جمعه 17 خرداد 1392
بیائیم نخندیم . . . جمعه 20 اردیبهشت 1392
کلمه ها چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
لحظاتی تا مرگ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392
حسرت های در حال مرگ یکشنبه 1 اردیبهشت 1392
تفاوت آدم ها شنبه 24 فروردین 1392
زمانی برای خوشبختی! شنبه 17 فروردین 1392

صفحات

موضوع: عمومی ، زندگی ،

ابتدا بهتر است بجای كلمه ی مشكل سعی كنیم بگوییم "مسئله" از پست قبلی یادتان است كه گفتیم باید واژه ها را عوض كنیم. تا انرژی ها عوض شوند... زیرا مسئله راه حل دارد. و آنچه ما را به نتیجه مطلوب می رساند الزاما نه تلاش و فعالیت سخت و طاقت فرسا که آگاهی و اطلاع از چگونگی انجام دقیق و درست کارهاست. بسیاری عمر خود را صرف بدست آوردن چیزهایی می کنند که شیوه کسب آن را نیاموخته اند.آنها با حالتی از تعجب و عدم رضایت از خود می پرسند : چرا زندگی مزد تلایشهایمان را نداده است در حالی که همه آنچه در توان داشتیم به کار برده ایم؟

حل مسئله و رسیدن به اهداف و خواسته ها دارای اصول و قواعدی مشخص است و قبل از هر اقدامی باید از این اصول آگاهی پیدا کرد. زندگی به عمل همراه با علم وآگاهی جایزه می دهد و ما باید دقیقا بدانیم که چه کارهایی و در چه زمانی و با چه شیوه ای انجام دهیم تا به نتایج مورد نظرمان دست پیدا کنیم. گاهی اوقات هم اصلا مسئله ای وجود ندارد و ذهن ما آن را تولید كرده است. ذهن انسان توانایی فوق العاده ای در ساختن و پروراندن مسائل لاینحل بشری(!) بطور ناخودآگاه دارد. و دوست دارد همیشه بهانه را در بیرون بیابد. برای همین است كه همیشه ما نیاز به یك مشاور و دوست داریم كه از بیرون به مسئله نگاه میكند و بدون احساسات نامطمئن می تواند مسئله را شكافته و بررسی نماید. هیچ راه موفقیتی بدون مانع نیست. وقتی با نگاه مثبتی به مسئله ای نگاه كنیم حل هر مسئله به ما توانی مضاعف و شوقی روزافزون جهت حل مسائل دیگر می دهد. باید از این راه تجربه كسب نمود. دوستان قدرتمند: گاهی اوقات در زندگی فقط به تقلا نیاز داریم. اگر خداوند مقرر می كرد بدون هیچ مشكلی زندگی كنیم، فلج می شدیم به اندازه كافی قوی نمی شدیم و هرگز نمی توانستیم پرواز كنیم. من نیرو خواستم و خداوند مشكلاتی سر راهم قرار داد، تا قوی شوم. رمز موفقیت این نیست كه از مسائلتان دوری كرده یا نادیده بگیرید و یا ازآنها فرار كنید بلكه آن قدر رشد كنیم تا از هر مانع و مسئله ای بزرگتر شویم. پس از حل آن مشكل، مطمئن باشید تمام پاداش رنجی كه بردید به شما باز میگردد. تسلیم شدن، شخصیت ما را سركوب می كند. بزرگ فكر كن. دستان قدرتمند خداوند همیشه باریگر توست. قوت قلب داشته باش. در ادامه ی مطلب پنج حكایت مشهور كه از زوایای مختلف به انواع مسئله نگاه می كند را برای تاثیر بیشتر این مطلب می آورم...


مسئله از كجا آب می خورد؟!

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوائیش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولى نمیدانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد. بدین خاطر، نزد دکتر خانوادگیشان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. دکتر گفت براى این که بتوانى دقیقتر به من بگویى که میزان ناشنوایى همسرت چقدر است آزمایش سادهاى وجود دارد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: «ابتدا در فاصله ٤ مترى او بایست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنید همین کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهدآن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم. سپس با صداى معمولى از همسرش پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ جوابى نشنید. بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم پاسخى نیامد. باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزیزم شام چى داریم؟ باز هم جوابى نشنید . باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزیزم شام چى داریم؟ زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمین بار میگم:خوراک مرغ !

 

مسئله و هزار راه نرفته...

برای تعمیر دیگ بخار یک کشتی عظیم بخاری از یک متخصص دعوت کردند. وی پس از آنکه به توضیحات مهندس کشتی گوش داد وسوالاتی از او کرد به قسمت دیگ بخار رفت، نگاهی به لوله های پیچ درپیچ کرد و چند دقیقه به صدای دیگ بخار گوش داد ، چکش کوچکی برداشت و با آن ضربه ای به شیر قرمز رنگی زد. ...

ناگهان تمام موتور بخار کشتی بطور کامل به کار افتاد ،عیب آن برطرف شد و آن متخصص هم در پی کار خود رفت! روز بعد که صاحب کشتی یک صورتحساب هزار دلاری دریافت کرد متعجب شد و گفت که این متخصص بیش ازپانزده دقیقه وقت درموتورخانه کشتی صرف نکرده است. آنگاه از او صورت ریز هزینه ها را خواست و متخصص این صورتحساب را برایش فرستاد:

1-  ضربه زدن چکش 5/0 دلار      2-  دانستن محل ضربه 5/999 دلار

 

مسئله و كشف راه های موفقیت

یكی از كشاورزان همواره در مسابقات،جایزه بهترین غله را به دست آورده و به عنوان كشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا وهمكارانش علاقه مند شدند كه سر از كار او در آورند و راز موفقیتش را بدانند. به همین سبب او را زیر نظر گرفتند و مراقب كارهایش بودند.پس از مدتی جستجو، سر انجام به نكته عجیب و جالبی رو به رو شدند. این كشاورز پس از هر نوبت كشت، بهترین بذرهایش را به همسایگانش می داد و آنها را از این نظر تامین می كرد. بنابراین همسایگان او باید فاتح مسابقات می شدند نه خود او! كنجكاوی بیشتر شد و و كوشش علاقه مندان به كشف این موضوع كه با تعجب و تحیر نیز آمیخته شده بود، به جایی نرسید . سرانجام تصمیم گرفتند كه از خود او بپرسند و پرده از این راز عجیب بردارند. كشاورز هوشیار و دانا در پاسخ همكارانش گفت: چون جریان باد، ذرات بارور كننده غلات را از یك مزرعه به مزرعه دیگر می برد، من بهترین بذرهایم را به همسایگان می دهم تا باد ذرات بارور كننده نامرغوب را از مزارع آنها به زمین من نیاورد و كیفیت محصولات مرا خراب نكند! همین تشخیص صحیح و درست كشاورز،توفیق را در مسابقات بهترین غله را برایش به ارمغان آورد.

 

مسئله و شانس تغییرهای جدید

در گذشته، پادشاهی تخته سنگی رادر وسط جاده قرار داد و برای اینکه عکس العمل مردم را ببیند، خودش را جایی مخفی کرد. بعضی از بازرگانان و ندیمان ثروتمند پادشاه بی تفاوت از کنار تخته سنگ می گذشتند. بسیاری هم غرولند می کردن که این چه شهری است که نظم ندارد. حاکم این شهر عجب مرد بی عرضه ای است و.... با وجود این هیچ کس تخته سنگ را از وسط راه بر نمی داشت. نزدیک غروب, یک روستایی که پشتش بارمیوه و سبزیجات بود، نزدیک سنگ شد. بارهایش را زمین گذاشت و با هر زحمتی بودتخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را کناری قرار داد. ناگهان کیسه ای را دید که وسط جاده وزیر تخته سنگ قرار داده شده بود. کیسه را باز کرد و داخل ان سکه های طلا  یاداشتی پیدا کرد.پادشاه در آن نوشته بود هر سد و مانعی می تواند یک شانس برای تغییر زندگی انسان باشد.

 

نیاز به مسئله برای زندگی

روزی سوراخ كوچكی در یك پیله ظاهر شد. شخصی نشست و ساعت ها تقلای پروانه برای بیرون آمدن از سوراخ كوچك پیله را تماشا كرد. آنگاه تقلای پروانه متوقف شدو به نظر رسید كه خسته شده و دیگر نمی تواند به تلاشش ادامه دهد. آن شخص مصمم شد كه به پروانه كمك كند و با برش قیچی سوراخ پیله را گشاد كرد. پروانه به راحتی از پیله خارج شد، اما جثه اش ضعیف و بال هایش چروكیده بودند. آن شخص به تماشای پروانه ادامه داد. او انتظار داشت پر پروانه گسترده و مستحكم شود و از جپه او محافظت كند.اما چنین نشد ! در واقع پروانه ناچار شد همه عمر را زیر زمین بخزد و هرگز نتوانست با بال هایش پرواز كند. آن شخص مهربان نفهمید كه ... محدودیت پیله و تقلا برای خارج شدن از سوراخ ریز آن را خدا برای پروانه قرار داده بود، تا با آن وسیله مایعی از بدنش ترشح شود و پس از خروج از پیله به او امكان پرواز دهد.



برچسب ها: مسئله ، مشكل ،

ارسال به: 

...

نویسنده : سنگ صبور
یکشنبه 6 شهریور 1390



امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

www.fatyjo0on.myblog.ir
آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

آمار بازدید
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

وضعیت وبلاگ :
  • تعداد کل مطالب :
  • رنک گوگل :
  • آی پی شما :

آخرین بروزرسانی

تبلیغات