تبلیغات
روانشناسی موفقیت



روانشناسی موفقیت


.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
لقمان دوشنبه 6 مرداد 1393
بی تلاشی آقایون در فهمیدن خانوما! شنبه 4 مرداد 1393
یک تست ساده و جذاب :) جمعه 3 مرداد 1393
۱۰ چیزی که زن‌ها درمورد مردها تنفر دارند پنجشنبه 2 مرداد 1393
۱۱ چیزی که باید به خاطر آن ها خو دتان را ببخشید... چهارشنبه 1 مرداد 1393
من می توانم... دوشنبه 30 تیر 1393
برداشتن محدودیت پنجشنبه 10 مرداد 1392
میلاد موعود مبارک دوشنبه 3 تیر 1392
نیایش جمعه 17 خرداد 1392
بیائیم نخندیم . . . جمعه 20 اردیبهشت 1392
کلمه ها چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
لحظاتی تا مرگ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392
حسرت های در حال مرگ یکشنبه 1 اردیبهشت 1392
تفاوت آدم ها شنبه 24 فروردین 1392
زمانی برای خوشبختی! شنبه 17 فروردین 1392

صفحات

موضوع: عمومی ، زندگی ،

 

چرا برخی دست به خاك می زنند، طلا می شود!؟ و همیشه همای سعادت بر شانه ی آنها نشسته است!؟همای سعادت برخی دیگر به دریا بزنند، آب دریا خشك می شود و همیشه جغد شوم بر فراز آنها در حال پرواز است؟! تمام این سوالها در ذهن خیلی از ماست. با این افكار بودم و در فكر مطالبی برای تشریح بیشتر شانس... كه در پرسه های شبانه ام میان كتابها به نوشته هایی از آقای مهدی مجرد زاده كرمانی برخوردم؛ مترجم مجرب كتابهای آنتونی رابینز در ایران كه ایشان این مطالب را از تجربه های روانشناسانه و مشاورت گونه اشان در برخورد با خوانندگان خود، بیرون كشیده و به چاپ رسانده اند كه فكر می كنم تا به حال در وب منتشر نشده است. مطلبی كه در ادامه می آید تجزیه و تحلیل ایشان از مقوله ی شانس می باشد كه از تجربیات خود با خوانندگان، بدست آورده اند. جهت تفهیم و تایید بیشتر پست " تو چقدر خوش شانسی " این مطلب را در دو پست، برای بینندگان سایت، منتشر می كنیم:


شانس، كلمه ای، فرنگی است كه گاه به معنی فرصت و گاه به معنی احتمال از آن استفاده می كنند. مثلاً می گویند: باید از این شانس استفاده كرد" و یا "شانس موفقیت در این كار چقدر است؟" اما این كلمه در زبان فارسی به معنی بخت و اقبال در میان توده مردم رواج یافته است و چه بسا كه اغلب مردم نمی دانند كه این كلمه اصلاً فارسی نیست. مثلا می گویند: « خدا شانس بدهد» در لهجه ی كرمانی هم ضرب المثلی هست كه می گوید:« كجایی اقبال! تو از جلو، ما از دنبال» یعنی اینكه هر چه می دویم دستمان به دامن فرشته ی اقبال نمی رسد. اما آیا واقعاً چیزی به عنوان بخت و اقبال وجود دارد؟ البته در هر جامعه ای، كسانی زندگی می كنند كه به هر دلیل، از زندگی خود رضایت دارند و یا ظواهر امر چنین حكم می كند كه قاعدتاً باید از زندگی خود، خوشنود باشند. مثلاً از سلامت كامل جسمانی یا موقعیت اجتماعی مناسب و یا رفاه مادی برخوردار هستند. مردم این عده را خوشبخت می نامند. در مقابل كسانی هم هستند كه به خواسته ها و آرزوهای خود نرسیده اند و در گرداب ناكامیها و درماندگیهای خود دست و پا می زنند. این عده را هم عموماً بدبخت می نامند. عقیده به بخت و اقبال، سابقه تاریخی دارد و در مجموع، این عقیده كه هر كسی دارای بخت و اقبال معینی است كه نمی تواند هیچ دخل و تصرفی در آن بكند، ریشه در گذشته های دور دارد. سعدی می گوید:گلیم بخت كسی را كه بافتند سیاه به آب چشمه ی زمزم سپید نتوان كرد!

در كتاب ثروتنمدترین مرد بابل فصلی به بررسی بخت و اقبال اختصاص داده شده است كه نشان می دهد در چند هزار سال قبلف هم مردم به فرشته خوشبختی اعتقاد داشته اند. در همین فصل از كتاب، ضمن بیان چند داستان واقعی و شیرین، چنین نتیجه گرفته می شود كه شانس در واقع همان فرصت است. فرصتها همیشه وجود دارند و برای هر كسی پیش می آیند. لیكن بعضی ها از فرصت به شكل صحیح استفاده می كنند و بسیاری دیگر، این فرصتها را نادیده می گیرند. در واقع فرشته خوشبختی در خانه همه را می زند، اما خیلی ها در را به روی باز نمی كنند.

راستی چرا بعضی از مردم هر اتفاق خوب یا بدی را ناشی از بخت واقبال می دانند؟ وقتی كسی با فكر صحیح و تلاش پیگیر خود به موفقیتی می رسد او را خوش شانس یا خوشبخت، می نامند و اگر در اثر تنبلی، نادیده گرفتن فرصتها و موقعیتها و استفاده نكردن از امكانات بجایی نرسیدند و به هدفها و آرزوهای خود دست نیافتند، خود را بدشانس یا بدبخت می دانند؟ من فكر می كنم علت عمده اش این است كه ما معمولاً حاضر نیستیم مسئولیت اعمال خود را به عهده بگیریم. برای ما دشوار است كه بگوییم « عرضه نداشتم! سستی كردم! » آسانتر این است كه بگوییم شانس نداشتم یا بدشانسی آوردم! همین طور برایمان مشكل است كه قبول كنیم دیگران در اثر تلاش به جایی رسیده اند. راحت تر این است كه بگوییم مردم شانس دارند! جالب این است كه عكس موضوع، چندان صادق نیست. یعنی وقتی در زندگی موفق می شویم و به خواسته و اهداف خود می رسیم، معمولاً نمی گوییم شانس آوردم یا بختم بلند بود، بلكه می گوییم زحمت كشیدم، خون دل خوردم، فكرم را به كار انداختم تا به اینجا رسیدم! و همین طور، وقتی شخص دیگری از قافله زندگی عقب می افتد، معمولاً می گوییم تقصیر خودش است، تن به كار نمی دهد، حرف بزرگترها را گوش نمی دهد، یك دنده است و ...

یكی از بزرگان می گوید: « من به شانس و اقبال بسیار عقیده دارم، زیرا هر وقت به قدر كافی تلاش می كنم شانس می آورم!» و حالا كه پای طنز به میان آمد من هم می خواهم بگویم كه به بخت و اقبال كاملاً عقیده مندم. اما آن بخت كه مورد نظر من است، یك كلمه ی سه حرفی است كه حروفش را از اول سه كلمه برنامه ریزی، خواستن و تلاش گرفته ام. اقبال هم یك كلمه ی پنج حرفی است كه مخفف این پنج كلمه است: اراده قوی، برنامه، اقدام لازم! در واقع اگر هدف صحیح داشته باشیم واقعاً طالب باشیم، تصمیم قاطع بگیریم و برنامه صحیح بریزیم و با تلاش بی وقفه و پیگیر، رو به سوی هدف برویم، معمولاً به آن می رسیم. چند روز پیش .........  ادامه ی این مطلب در پست های آینده



برچسب ها: شانس ، اقبال ، بخت ،

ارسال به: 

...

نویسنده : سنگ صبور
دوشنبه 7 شهریور 1390



امکانات


این صفحه را به اشتراک بگذارید

www.fatyjo0on.myblog.ir
آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

آمار بازدید
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :

وضعیت وبلاگ :
  • تعداد کل مطالب :
  • رنک گوگل :
  • آی پی شما :

آخرین بروزرسانی

تبلیغات